Wednesday, August 12, 2020

مباني و اصول جنبش نو- شهرسازي

مباني و اصول جنبش نو- شهرسازي   

چكيده

در سالهاي اخير جنبش نو - شهرسازي به عنوان يكي از مطرح ترين ديدگاه هاي شهرسازي انسان گرا در سطح جهان مطرح گشته است  . شكل گيري اين جنبش به اواخر دهه 1970 و ابتداي دهه 1980 باز مي گردد و طي دهه 1990 رشد سريعي داشته است به طوريكه در حال حاضر جزء مقوله هاي مهم شهرسازي دنيا مي باشد . شكل دهندگان اوليه اين ديدگاه به دنبال زنده كردن هنجارهاي شهرسازي قديم آمريكاي شمالي بوده اند . هنجارهايي كه نتيجه آنها ايجاد رفتارهاي اجتماعي گسترده و تعامل انسانها با يكديگر بوده است .  در مقاله حاضر ابتدا تاريخجه جنبش نو- شهرسازي به اجمال مورد بررسي قرار گرفته است , سپس ماهيت و بستر و شرايطي كه اين جنبش در آن شكل گرفت ذكر شده و همچنين اصول كلي آن كه توسط همايش نو- شهرسازي ارائه شده , مورد توجه قرار گرفته است  . هدف كلي مقاله مرور تجربه بدست آمده در كشورهاي خارجي و ارائه مبنايي براي باز زنده سازي ارزشهاي قديمي ساختار شهرهاي سنتي مي باشد , امري كه با توجه به غناي شهرسازي سنتي ايران , داراي بستر مناسبي جهت  اجراي طرح هاي جديد مي باشد .

 

مقدمه

در دهه هاي اخير مشكلات خاصي در زندگي شهري روزمره انسان بوجود آمده است كه اغلب به علت استفاده بيش از اندازه از فن آوري مدرن ايجاد شده اند . در نتيجه روابط اجتماعي و سلامت رواني ساكنين شهرها , كه در قرنهاي گذشته جزئي از زندگي شهري بوده است , تحت تاثير سبك زندگي جديد قرار گرفت . تعامل انسانها با يكديگر كمتر شد و روابط آنها با يكديگر به حداقل ممكن رسيد . بطوريكه هم اكنون زندگي حومه اي در اطراف شهرهاي آمريكا به عنوان نمونه بارز اين گونه روابط اجتماعي شناخته مي شود . نگرش پست مدرن در پاسخ به نياز هاي اجتماعي انسان كه در تمدن جديد تا حدودي ناديده گرفته شده است , ارزشهاي قديم را دوباره مطرح مي سازد . در شهرسازي يكي از جنبشهاي جديد پست مدرن در زمينه برنامه ريزي و طراحي شهري در سه دهه اخير , جنبش نو- شهرسازي ( يا شهرسازي جديد ) بوده است .در بررسي سير تحول شهرسازي جهان , پس از جنگ جهاني دوم به نوع نگرش جديدي از شهرسازي بر مي خوريم كه جزئي از نگرش پست مدرن محسوب مي گردد . اين گونه شهرسازي كه پايه هاي آن در زمان بازسازي جنگ جهاني شكل گرفت در اواخر دهه 1970 شكل نهايي به خود گرفت . در ابتداي دهه 1980 ايالات متحده آمريكا شاهد اجراي اولين نمونه هاي اجراي اين نوع شهرسازي بوده است .

معضلي به نام اتومبيل پس از جنگ جهاني دوم نمود پيدا كرد . خيابانها به سرعت مملو از اتومبيل شد و مشكلاتي نظير آلودگي صوتي , آلودگي هوا و از بين رفتن چشم اندازها بوجود آمد . امروزه اين مشكل در شهرهاي بزرگ جهان مطرح است و غير قابل زندگي شدن شهرها به مرور زمان به معضل اصلي شهرنشيني جهان تبديل شده است.  مردم شهرهاي بزرگ كشورهاي غربي براي گريز از اين گونه مسائل به حومه شهرها پناه بردند . يكي از راه حلهايي كه  توسط شهرسازان و طراحان شهري انديشيده شد بازگشت به ارزشها و هنجارهاي اوليه شهرسازي بومي آمريكا, به ويژه در قرن نوزدهم بوده است . شهرهايي كه هنوز به گستردگي شهرهاي امروزي نبودند و اكثر فعاليتهاي اصلي شهر به صورت متمركز در مركز شهر انجام مي شد و در نتيجه در اثر رفت و آمد همه روزه مردم در سطح شهر و به ويژه در مركز شهر تعامل اجتماعي در سطح وسيع بين ساكنين وجود داشت . تراكم اين گونه شهرها در مركز , بالا و رفته رفته در پيرامون به كمترين حد خود مي رسيد .

براي حل مشكلات فوق الذكر تعدادي از شهرسازان و معمارهاي مطرح , مولفه هاي اصلي شهرهاي سنتي آمريكا را استخراج نمودند و سعي كردند در طراحي شهرهاي جديد از آنها استفاده نمايند .

 

جنبش مذكور در آمريكا به نام نو- شهرسازي  (1 ) معروف شد . تا كنون اكثر تلاشهاي نو- شهرسازي در آمريكا صورت پذيرفته است ، اما كارهاي مهمي نيز در كشورهاي اروپايي نظير انگلستان ، آلمان ، هلند ، بلژيك و سوئد و همچنين تعدادي از كشورهاي در حال توسعه مثل گواتمالا ، فيليپين ، تركيه و مكزيك انجام شده است  [6]. نكات مهم در اين گونه توسعه بسيارند كه مهمترين آنها تكيه بر جابجايي ساكنين محلي به صورت پياده و يا با استفاده از دوچرخه و يا وسائط نقليه همگاني بوده است.

امروزه نوشهرسازی با نامهايي از قبيل طراحی سنتی جديد (2)  ، توسعه وسائط نقليه عمومي  (3)  و توسعه بافت سنتی  (4) نيز شناخته می شود .

 

  

نو- شهرسازي چيست ؟  

نو- شهرسازي امروزه به يك ديدگاه اجتماعي تبديل شده است . امروزه برنامه ريزان شهري , طراحان شهري , معمارها , سياستگزاران اجتماعي , جامعه شناسها و بسياري از ديگر متخصصين در يك پروژه نو- شهرسازي دخالت دارند . مشخصه اصلي اين نگرش شهرسازي انسانگرا بودن و برجسته كردن نقش انسان در شهر امروزي است , به همان صورت كه در گذشته ديده مي شد .  

 

در حالت کلی نوشهرسازی ديدگاهی شهرسازانه است که بر ايجاد  بافت شهری با مشخصه اساسی قابليت راه پيمايی ساکنين و تامين مايحتاج و انجام کارهای روزانه زندگی از طريق پيمودن راه به صورت پياده (5)  و دارا بودن مقياس انسانی تاکيد دارد . البته هدف حذف اتومبيل از زندگي روزانه نيست بلكه سعی می شود که پياده ها ، با وجود اتومبيلها در سطح شهر ، احساس ايمنی و آسايش ، راحتی و رضايت نمايند. لزوم برخورد رو در رو و از نزديک مردم با يکديگر در نو- شهرسازی کاملاٌ مورد توجه قرار می گيرد . معمولاٌ در نو- شهرسازی سعی می شود انواع خانه ها با کيفيتها و وسعت ها و نماهای مختلف در کنار هم قرار گيرند. بنا بر اين اقشار مردم از طبقات درآمدی متفاوت در کنار هم در چنين محله هايی زندگی می کنند و اختلاط درآمدی و فرهنگی حاصل می شود . اين منازل به صورت رديفی (6) در کنار يکديگر قرار می گيرند و چنانکه در معماری حومه ای آمريکا اجرا می شود جدا از هم ساخته نمی شوند . [2]

 

يک مسئله کليدی در نوشهرسازی اين است که خيابانهای محلی باريک و متعدد هستند . آنچه در اطراف مراکز شهرها ديده می شود الگويی برای طرح شبکه خيابانهاست . باريک بودن خيابانها می تواند سرعت اتومبيلها را به حد معقولی برساند و متعدد بودن خيابانها می تواند ترافيک عبوری را در مسيرهای متعدد تقسيم نمايد . همچنين در صورت باريک و متعدد بودن خيابانها طی مسير توسط پياده ها و عبور از خيابانها آسانتر صورت می گيرد و ساکنين ترغيب به پياده روی می شوند . 

 

در نمونه های آمريکايی معمولاٌ سعی می شود پارکينگ خانه ها به پشت منازل منتقل شود و هيچ اتومبيلی در نمای جلوی ساختمانها ديده نشود . در اين حالت نمای ساختمان نزديک پياده روی خيابان است و به جای اتومبيلهای پارک شده در مقابل ساختمان ، نمای ساختمان قابل ديدن است . مهمترين عامل در نوشهرسازی پياده رو ها هستند. در شهرسازی آمريکا پياده روی هر بلوک شهری معمولاٌ چسبيده به جدول خيابان اجرا می شود و عابر پياده مجبور است در مجاورت اتومبيلها حرکت نمايد ، در حاليکه در نوشهرسازی سعی می شود پياده رو بوسيله يک فضای سبز باريک به عرض 5 تا 10 فوت ( 5/1 تا 3 متر ) از جدول خيابان دور شود . [2]

 

يكي ديگر از عوامل مهمي كه در اين رويكرد توجه ويژه اي به آن مي شود مسئله تراكم است . كوشش بر آن است كه به مانند شهرهاي قديمي , تراكم در مركز شهر بيشتر و در پيرامون شهر كمتر در نظر گرفته شود . در كل شهر نيز تراكم نسبت به ساخت و ساز حومه اي كاملاً بيشتر در نظر گرفته مي شود . تراكم بالا , علاوه بر فوايدي كه در ايجاد تعامل اجتماعي ميان مردم دارد , نقش موثري در كاهش هزينه هاي عمومي جامعه به ويژه هزينه هاي ساخت بزرگراه ها و مصرف سوخت دارد . تراكم حداقل لازم براي يك سيستم اتوبوس خوب حداقل 20 واحد مسكوني در هكتار مي باشد . از نظر نيومن و كنورثي تنها وقتي كوتاه بودن سفرها باعث استفاده كمتر از اتومبيل مي شود كه تراكم از 27 تا 31 نفر بر هكتار باشد . طبق اين تحقيقات مصرف سرانه سوخت وقتي تراكم به 30 تا 40 نفر در هكتار مي رسد كاهش مي يابد . منطقه اي با تراكم كمتر از 12 تا 15 نفر در هكتار چنان از هم گسيخته است كه انرژي فراواني  براي ايجاد يك سيستم حمل و نقل در آن لازم است . بنا بر اين در نو – شهرسازي سعي مي شود با ايجاد تراكم بالا در هزينه هاي ساخت و خدمات دهي بافت شهري صرفه جويي كرد . [4]

 

هرچند بر اين نوع شهرسازي نام نو سنتي نيز گذارده شده است , اما تفاوتهايي با شهرسازي سنتي آمريكا دارد براي مثال نوع تقاطع در شبکه خيابانها در آنها متفاوت است  . در شهرهای سنتي آمريکا از شبکه خيابانهای معمولی      ( چهارراه های راست گوشه ) استفاده شده است . در حاليکه در نوشهرسازی برای ايجاد جذابيت بصری و کم کردن حجم ترافيک از تقاطع های سه راه T   شكل , بهره برده می شود . [7 ]

 

 توسعه حومه اي و نو- شهرسازي

تا سال  1925 شهرهای ايالات متحده آمريکا به صورت محله های دارای کاربری مختلط و متراکم توسعه يافته بودند . اما با ورود اتومبيل به اين اجتماع در اوايل قرن بيستم اين مدل شهری فراموش شد . به سرعت مدل زندگی در حومه شهرها مطرح شد و خانه های جديد و دارای حياط بزرگ ، خيابانهای تميز و محله های ساکت ساخته شدند. اما مدارس ، محل کار و بازی ديگر در فاصله حرکت پياده نبود در نتيجه کنشهای شهری و برخورد مردم با يکديگر کم شد .

 

 الگوی قديمی مورد استفاده در آمريکا با ظهور منطقه بندی کاربريها  (7)   و معماری مدرن و همه گير شدن استفاده از اتومبيل شروع به تغيير کرد . سيستم توسعه جديدي كه جای محله های دارای کاربری مختلط را گرفت به " توسعه حومه ای متعارف " يا  CSD(8 ) معروف شده است. بيشتر شهروندان آمريکا امروزه در جوامع حومه ای که در 50 سال اخير ساخته شده اند زندگی می کنند .  [5]

 

 گرچهCSDدر اين سالها محبوب بود ، اما اجرای آن بسيار گران بوده است . نداشتن يک مرکز خاص و گستردگی آن و همچنين نداشتن مقياس انسانی باعث شده است که اين شيوه شهرسازی نياز به صرف منابع مالی عظيمی داشته باشد . همچنين به علت نياز به وسيله نقليه در بيشتر سفرهای خانگی و سفر های رفت و برگشت به محل کار ، مصرف سرانه اتومبيل بسيار بالا مي باشد . اولين بار در دهه 1970 وقتي نوعي از توسعه حومه اي اصلاح شده توسط تعدادي از معمارها مورد توجه قرار گرفت ، اصول اوليه نو- شهرسازي شروع به شكل گيري كرد . بطور كلي ايده آنها از طراحي شهري اوليه آمريكا يعني ايجاد پياده روها ، كوچه هاي پشت ساختمانها ، پاركينگ كنار خانه ها ، هشتي ها جلوي منازل و نرده هاي سفيد جلوي ساختمانها تشكيل شده بود .‌‌[۷]

 

در ابتداي دهه 1980 توشهرسازها دسته كوچكي از معمارها و شهرسازها بودند كه هدف آنها كم كردن تاثير گذاري اتومبيل بر زندگي روزمره ساكنين شهرهاي آمريكا بود . آندره دويني ، اليزابت پليتر – زيبرك ، پيتر كالتروپ و تعدادي ديگر از نوشهرسازها مشكلات زندگي حاصل از توسعه حومه اي و امتيازات زندگي در بافتهاي سنتي را در همايش ها و سخنرانيها مطرح نمودند . آنها به منظور نشان دادن اهداف خود در طراحي شهر جديد سي سايد (9)  در فلوريدا را طراحي و اجرا كردند كه در آن از پياده رو ها ، هشتي هاي جلوي ورودي ساختمانها ، و ديگر عناصر يادآور شهرسازي قديمي و انسان گراي آمريكا استفاده شده بود . امروزه هنوز شهر سي سايد به عنوان يكي از كامل ترين نمونه هاي نو- شهرسازي شناخته مي شود . به هر حال در چند سال اخير براي رويكرد نو- شهرسازي و ارائه كنندگان اوليه آن شهرتي به دست آمده است كه در ابتدا كمتر كسي پيش بيني مي كرد . اين معروفيت و پيشرفت نه به علت تعداد روزافزون پروژه هايي نظير سي سايد بلكه به علت سر بر آوردن اين رويكرد از ميان جنبش هاي مطرح شهرسازي جهان مي باشد . اخيراً  ‌همايش پنجم نو- شهرسازي در تورنتو برگزار شد كه در آن بر خلاف جلسه ابتدايي كه در يك اتاق و با تعداد كمي شركت كننده حضور داشتند ، تعداد زيادي از اعضاء همايش حضور داشتند و تعداد زيادي از گزارشگران چندين كشور جهان برگزاري همايش را تحت پوشش خبري قرار دادند .

 

 

اصول نو- شهرسازي  

تا كنون اصول زيادي براي رويكرد نو- شهرسازي ارائه شده است كه طرز ارائه هر كدام بسته به نوع و گستره نگرش به اهداف متفاوت است . در اينجا اصول ارائه شده توسط منشور همايش نو- شهرسازي CNU)) (10 )  به عنوان كلي ترين اصول نو- شهرسازي كه مورد استفاده طراحان نوشهرساز قرار مي گيرد ، آورده مي شود . همچنين 13 اصل ديگر كه در ادامه آورده مي شود در اكثر منابع به عنوان اصول كاربردي نو- شهرسازي كه مي توان در برنامه ريزي از آنها استفاده نمود ارائه مي گردد . در انتها اصول برنامه ريزي شهري و طراحي شهري مبتني بر    نو- شهرسازي توضيح داده مي شود :

 

 

1-4- اصول نو- شهرسازي در منشور CNU   :

CNU   اصولي را به صورت جداگانه براي سه دسته از پروژه ها ارائه داده است كه به ترتيب از كلان به خرد عبارتند از :    ]3[

الف ) منطقه ، كلان شهر ، شهر و شهركوچك .

ب) محله ، زير محله و كريدور .

پ)بلوك شهري ، خيابان ، بنا .  

 

اين اصول امروزه جزء معتبر ترين نظرات مطرح شده در زمينه نو- شهرسازي هستند و هر روزه بطور گسترده تري مورد استفاده شهر سازان قرار مي گيرند . تا جايي كه نهاد مسكن و توسعه شهري آمريكا (11)  از نيمه دهه 1990 تا كنون از اين اصول در پروژه هاي اجرايي و طراحي خود استفاده نموده است .

 

الف) اصول منطقه ، كلان شهر ، شهر و شهركوچك از نظر CNU   بر اساس رويكرد نو- شهرسازي :

1- منطقه هاي كلان شهري مكان هاي كاملاُ مشخصي هستند كه داراي مرزهاي جغرافيايي هستند كه حاصل توپوگرافي ، آبگيرها ، سواحل ، زمينهاي كشاورزي ، پاركهاي منطقه اي و رودخانه ها هستند . كلان شهر نيز از تعدادي مركز تشكيل شده است كه عبارت اند از شهرهاي بزرگ ، شهرها و روستاها كه هر كدام مراكز و لبه هاي مشخص خود را دارند .

2- منطقه كلان شهري اصلي ترين واحد اقتصادي جهان امروز است . در سياستهاي دولتي و اجتماعي ، برنامه ريزي كالبدي ، و راهكارهاي اقتصادي اين واقعيت جديد بايد در نظر گرفته شود .

3- كلان شهر روابط شكننده اما مهمي با زمينهاي باز و فضاي سبز خود دارد . اين روابط زيست محيطي ، اقتصادي و فرهنگي اند.

4- الگو هاي توسعه نبايد لبه هاي كلان شهر را نا مشخص سازند . طرح هاي توسعه باعث حفاظت و نگهداري از منابع زيست محيطي ، سرمايه گذاري هاي اقتصادي ، و توليد ملي و در ضمن باعث داير شدن زمينهاي باير و حاشيه اي و حريم مي شود . كلان شهرها بايد راهكارهايي در نظر گيرند كه باعث وقوع چنين توسعه اي در توسعه حاشيه اي شوند .

5- در صورت لزوم ، ساخت و ساز و توسعه جديد همجوار مرزهاي شهري بايد بصورت محله و زير محله سازماندهي شوند و در قالب الگو هاي توسعه شهري در آيند . توسعه دورتر از مرزهاي شهري بايد بصورت شهرها و روستاها با مرزهاي مخصوص به خود سازمانهاي شوند و برنامه ريزي مسكن و اشتغال مخصوص براي اين گونه جوامع در نظرگرفته شود و از آنها به عنوان مراكز خوابگاهي استفاده نشود .

6- در توسسعه و نوسازي شهرها بايد الگوها ، سوابق و نمونه هاي موجود تاريخي را در نظر داشت .

7- در طرح شهرهاي بزرگ و كوچك بايد طيف وسيعي از كاربريها را گنجاند تا مردم از طبقات درآمدي مختلف تحت پوشش قرار گيرند . برنامه ريزي مسكن بايد بصورتي انجام شود كه شامل همه مردم با درآمدهاي مختلف شود تا از تمركز فقر جلو گيري شود .

8- سازمان كالبدي منطقه بايد توسط شبكه حمل و نقل حمايت شود . سيستم امكانات مربوط به پياده ها ، دوچرخه سواري و حمل و نقل عمومي بايد بصورتي طراحي شود كه بيشترين جابجايي و كمترين اتكا به اتومبيل بدست آيد .

9- درآمدها و منابع مالي بايد بصورت منصفانه بين شهرداريها و مركز ديگر منطقه تقسيم شود تا از رقابت مخرب براي جمع آوري ماليات و بالا بردن قيمت حمل و نقل ، خدمات عمومي ، مسكن و ديگر خدمات جلوگيري شود .

 

ب) اصول محله ، زير محله و كريدورها از نظر CNU   بر اساس رويكرد نو- شهرسازي :

1- محله ، زير محله و خيابان عناصر اصلي توسعه و نوسازي در كلان شهر هستند . اين تقسيم بندي ها مرزهاي شخصي را معين مي كنند ، بنا براين شهروندان به بر عهده گرفتن مسئوليت نگهداري و به تكامل رساند آنها ترغيب مي شوند .

2- محله ها بايد متراكم ، پياده گرا و داراي كاربري مختلط باشند . زير محله ها عموماُ بايد روي يك كاربري خاص تاكيد داشته باشند و بايد در صورت امكان اصول طراحي محله را در آنها در نظر داشت . مسيرها متصل كننده  محله ها و زير محله ها به يكديگر هستند ، اين متصل كننده ها ممكن است بولوار ، خط آهن ، رودخانه ، پارك وي و غيره باشند .

3- بيشتر فعاليتهاي روزانه با توجه بيشتر به افرادي كه رانندگي نمي كنند مخصوصاً افراد مسن و جوان بايد در مسافت پياده انجام شوند . شبكه بهم پيوسته خيابانها بايد طوري طراحي شوند كه ساكنين به پياده روي تشويق شوند ، از تعداد و مسافت سفرهاي با اتومبيل كم شود و در مصرف انرژي صرفه جويي شود.

4- در قالب يك محله ، گستره وسيع انواع خانه ها و قيمت متفاوت آنها مي تواند باعث فعال شدن مردم داراي سن ، نژاد و سطح درآمدي مختلف شود و همچنين توقويت بنيه مالي عمومي و خصوصي كه عاملي بسيار مهمي براي شهر است ، گردد .

5- كريدورها و عبور و مرور عمومي در صورت طراحي و برنامه ريزي درست مي توانند باعث سازماندهي كالبدي كلان شهر و باززنده سازي مراكز شهري شوند . از سوي ديگر كريدورهاي بزرگراهي نبايد باعث شوند سرمايه ها از مراكز شهري خارج شوند و در ساخت بزرگراهها مصروف گردند .

6- بايد با ايجاد تراكم ساختماني و كاربري زمين مناسب در مسافت پياده اطراف ايستگاه هاي وسايط حمل و نقل عمومي سعي در جايگزين كردن حمل نقل عمومي به جاي استفاده از اتو مبيل شود .

7- فعاليتهاي شهري ، اجتماعي و تجاري بايد به جاي قرار گرفتن در مجتمع هاي تك كاربري در دوردست بايد به صورتي طراحي شوند كه كودكان بتوانند پياده و يا با دوچرخه خود را به آنها برسانند .

8- با استفاده از آئين نامه هاي طراحي كه مي توانند به عنوان راهنماي  ايجاد تغييرات عمل مي كنند ، ميتوان باعث بهبود در سلامت اقتصادي و تكامل هماهنگ محله ها شد .

9- انواع پاركها بايد در سطح محله ها گنجانده شوند . بايد با استفاده از مناطق محافضت شده ، فضاهاي باز محله ها  و زيرمحله هاي مختلف را تعريف و بهم مرتبط نمود .  

 

پ)اصول طراحي بلوك شهري ، خيابان و بنا از نظر CNU   بر اساس رويكرد نو- شهرسازي :

1- وظيفه اوليه هر طرح شهري و معماري منظر ، ارائه تعريف كالبدي خيابان ، فضاهاي عمومي و كاربريهاي مشترك است .

2- پروژه هاي معماري منفرد بايد كاملاُ با محيط اطراف ارتباط داشته باشد و اين مسئله از سبكه مهمتر است.

3- ميزان موفقيت در باززنده سازي مكانهاي شهري بستگي به ايمني و آسايش ايجاد شده توسط طرح دارد . طرح خيابانها و ساختمانها بايد باعث تقويت محيطهاي ايمن شود و اين مسئله از ايجاد قابليتهاي دسترسي و فضاهاي باز مهمتر است .

4- در كلان شهر امروز بايد تعداد كافي اتومبيل موجود باشد ( نه بيشتر ) . در اين صورت به حقوق شهروندان پياده و فضاهاي عمومي احترام گذارده مي شود .  

5- خيابانها و ميدانها بايد از نظر عابر پياده ، ايمن ، راحت و جالب باشند . در صورت پيكر بندي درست ، اين عناصر ساكنين را به راه پيمايي ترغيب مي كنند و همسايه ها توانايي برقرار كردن ارتباط با يكديگر و حفاظت از جامعه خود را خواهند داشت .

6- معماري و معماري منظر بايد با تاثير پذيري از اقليم ، توپوگرافي ، تاريخ و ساختمان سازي محلي نتيجه بهتري به نمايش بگذارند .

7- هدف از ساخت ساختمانهاي اجتماعي و مكانهاي گردهمايي هاي عمومي ، تقويت هويت اجتماعي و فرهنگ دموكراسي ، از طريق ايجاد مكانهاي برجسته مي باشد . اين گونه ساختمانها بايد داراي شكل قابل تشخيصي باشند زيرا نقش آنها با نقش ساير ساختمانها كه بدنه شهر را مي سازند متفاوت است .

8- همه ساختمانها بايد با ايجاد حس مكان ، آب و هوا و زمان خاص ساكنين خاص خود را جلب نمايند . روشهاي طبيعي گرمايش و سرمايش مي توانند كاراتر از روشهاي مكانيكي باشند .

9- نگهداري و نوسازي ساختمانها ، بافتها و مناظر تاريخي باعث دوام و تكامل جامعه شهري مي شوند .

 

اصول فوق براي دست يابي به جامعه اي با معيارهاي نو- شهرسازي در نظر گرفته شده است . اما براي رسيدن به چنين هدفي جزئيات خاصي بايد رعايت شود كه براي مثال جهت طراحي واحدهاي همسايگي ، توسط آندره دويني (12) و اليزابت پليتر- زيبرك(13) ( دو تن از بنيان گذاران همايش نو- شهرسازي ) به صورت ذيل ارائه شده است : در واقع يك طراحي موفق در زمينه نو- شهرسازي بيشتر 13 عامل ذيل را داراست : [7]

1- محله مشخصاُ مركزي دارد كه معمولاً يك ميدان و يا محوطه سبز و يا قسمتي از خيابان است كه در ذهن ميماند. يك ايستگاه وسائط نقليه همگاني نيز در اين محل وجود دارد .

2- بيشتر منازل مسكوني در فاصله 5 دقيقه راه پيمايي پياده و يا 2000 فوت ( حدود 600 متر ) از مركز محله قرار دارد .

3- منازل متنوعي براي ساكن شدن افراد جوان و پير ، ثروتمند و فقير ، مجرد و خانواده و ... در محله وجود دارد .

4- در لبه محله فروشگاه ها و اداره ها با تنوع لازم براي تامين مايحتاج زندگي گنجانده مي شود .

5- يك واحد اضافه در هر ساختمان در نظر گرفته مي شود . از اين واحد به عنوان محل كار و يا محلي براي اجاره دادن استفاده مي شود . علت وجودي اين واحد ايجاد محلي جهت كار در خانه و يا تامين منبع درآمدي همانند اجاره مي باشد .

6- مدرسه ابتدايي به قدري به خانه هاي مسكوني نزديك است كه كودكان بتوانند پياده خود را به آن برسانند.

7- زمين بازي كودكان حداكثر در فاصله 150 متري خانه هاي مسكوني قرار داده مي شود .

8- خيابانهايي كه در محله ديده مي شوند قسمتي از شبكه بزرگتري هستند كه هر كدام از خيابانها و مسيرهايش در راستاهاي مختلف كشيده شده اند تا نزديكترين مسير براي رسيدن به هر مقصد ايجاد شود. لزوماً بايستي از مسير هايي با شبكه شطرنجي استفاده كرد .

9- خيابانهاي محلي باريك هستند و با سايه درختان پوشيده مي شوند . بنا براين حركت اتومبيلها كند مي شود و محيط براي استفاده پياده ها و دوچرخه ها آماده مي گردد .

10- ساختمانهاي مركز محله كاملاً نزديك به خيابان ساخته مي شوند .

11- سعي ميشود ورودي پاركينگ ها از جلوي ساختمانها نباشد و حتي الامكان در كنار ساختمانها قرار گيرند.

12- مكان هاي چشم گيري مثل انتهاي چشم انداز خيابانها و يا مراكز محله ها براي ساختمانهاي عمومي در نظر گرفته مي شود . اين ساختمانها را مي توان به فعاليتهاي فرهنگي ، اجتماعي ، مذهبي ، تحصيلي و غيره اختصاص داد .

13-محله بايد بصورتي سازماندهي شود كه توسط ساكنين اداره شود . يك شورا در مورد مسائل نگهداري ، آسايش و تغييرات كالبدي بحث و تصميم گيري مي كند اما تصميم گيري در مورد ماليات به عهده مقامات دولتي است .

 

نتيجه :

امروزه اثرات جنبش نوشهرسازی در شهرسازی دنيا  به سرعت در حال افزيش می باشد . تا کنون فقط در ايالات متحده آمريکا بيش از 600 طرح شهری ، روستايی و محله ای در حيطه اصول اين جنبش اجرا شده است  . همچنين در صدها طرح شهری ديگر –  از جمله در شهرهاي تبريز و مشهد در كشورمان [1]  -  نيز مسيرهای پياده در نظر گرفته شده است . در مقياس منطقه ای ، نوشهرسازی در انتخاب جهت و محل توسعه مناطق کلان شهری کاربرد در حال افزايشی دارد . دست کم 14 طرح بزرگ مقياس پيشرو بر اساس اصول حمل و نقل و سياستهای کاربری زمين و استفاده از محله به عنوان واحد اصلی تشکيل دهنده منطقه طراحی شده اند [8] .  اين در حاليست كه در كشور ما , كه از قرنها پيش روشها و سنتهاي خاصي در شهرسازي بكار برده شده است , تا كنون تحقيقات اندكي در زمينه بكار گيري سنتها و راه حلهاي قديمي شهرسازي براي بوجود آوردن روابط اجتماعي و ارتباط مناسب انسانها كه در گذشته بطور كامل وجود داشته , انجام شده است . بنا بر اين مي توان با در نظر داشتن موارد پيشنهادي ذيل اصول نو- شهرسازي را در ساخت و ساز شهرهاي جديد كوچك و يا باز زنده سازي بافتهاي شهري قديمي در نظر داشت :

 

الف ) شناسايي اصول كلي جنبش نو- شهرسازي , شركت شهرسازها , برنامه ريزان شهري , معمارها و مسئولين سياسي و اجتماعي دولتي كشورمان در همايش نوشهرسازي جهت همگام شدن با آخرين دستآورد هاي روز دنيا در اين زمينه . 

 

ب ) بومي سازي اصول كلي نو – شهرسازي , سعي در عدم كپي برداري صرف از دستورالعملهاي كشورهاي خارجي , جهت انجام اين كار بايد مولفه هاي شهرسازي سنتي ايران از بافت شهري شهرهاي قديمي ايران استخراج شود و دستورالعملهاي منطبق با فرهنگ شهرسازي و شهرنشيني ايران تهيه گردد .

پ ) به كارگيري دستورالعملهاي تهيه شده در طراحي و اجراي بافتهاي جديد شهري و يا بازسازي بافتهاي قديمي.

 

 دو نمونه از خرده فروشي در طبقه اول و كاربري مسكوني و اداري در طبقه هاي بالا ، در مسير پياده

 

 چند تصویر از شهر سی ساید Seaside در فلوريدا - طراحي شده توسط شركت DPZ

پي نوشت :

1- New Urbanism

2- neotraditional design

3- transit – oriented development

4-  traditional neighborhood design

5- walkablity

6- row houses

7-  zoning

8- conventional suburban development  

9- Seaside  

10- Congress for New Urbanism

11- US Department of Housing and Urban Planning ( HUD )

12- Andres Duany

13- Elizabeth Plater-Zybrek    

 

منابع و مآخذ :

1-  مرادي , نازيلا , بازگشت به گذرهاي پياده , تجربه پياده سازي خيابان تربيت تبريز و جنت مشهد , شهرداريها , سال دوم , شماره 18 .

2- Comprehensive Plan of Boise , Idaho , www.cityofboise.org

3- Charter of The New Urbanism , www.cnu.org

4- Nozzi , Dom , Merits and Principles of New Urbanism , www.user.gru.net

5- Steuteville , Robert ( 2004) ; The New Urbanism: An alternative to modern, automobileoriented planning development , www.newurbannews.com ,

6-What Is a TND? , The Town Paper , www.tndtownpaper.com

7- Villano , David , Embracing New Urbanism , www.miami.edu  

8- Wikipedia , The Free Encyclopedia , www.en.wikipedia.org

برگرفته از ماهنامه عمران و معماری، شماره ۱۵، اردیبهشت ۱۳۸۵ ، نویسنده : هوشمند ابراهیم پور معصومی و دکتر پروین پرتوی

 

 

Average :  2.00 |  Submitted :  1

Tags
    5.6.1.0
    V5.6.1.0